4شنبه 7 مرداد ماه و آغاز یک سفر

4شنبه 7 مرداد بود که سرانجام اراده ام میوه داد و راهی شدم از سرگذشت آن روز که در تهران بودم عبور می کنم و به سفر می پردازم.

 ساعت 21 تهران را به مقصد بهمن آباد ترک کردم بامداد 5 شنبه ساعت 6:15 دقیقه در کاهک(روستای مادر مرحوم دکتر شریعتی) پیاده شدم از آن جا تا بهمن آباد را با زمان 45 دقیقه پیاده درنوردیدم هوای پاک و سکوت دل انگیز دلم را زنده کرد وارد خانه ی پدری که شدم هرکس به دنبال کاری رفته بودند از این روی هیچکس را ندیدم که از من استقبال کند از فزصت تنهایی بهره بردم و با عکس بزرگی که از مرحوم  پدر و مادرم در مقابلم بود به گفتگو پرداختم و خود به خود به دنیای کودکی ام سفرکردم حال و هوای خاصی داشتم ولی نیم ساعت بعد همگی دور هم جمع شدیم و گفتنی ها گفته شد.

امروزشب جمعه بود و بر سر مزار بازماندگانمان حضور یافتیم علاوه براین حیلی از همولایتی های خوبمان را دیدیم از دیدن مردم خوب این دیار و گفتگو کردن با آن ها لذت می برم اینجا هیچکس به دیگری تهمت نمی زند نه کسی را دزد می نامند و نه چشم چران و نه معتاد و نه قزص خور و اکس و نه...اینجا همه از نگاه دیگری خوبند خوب

هوا گرم است و نمی شود قبل از ساعت 18 از خانه خارج شد از این رو بیشتر وقت را درخانه گذراندم که آن هم خوبی خود را داشت.

پروردگارارا!این سفر را برایمان پر برکت و سلامت گردان.

/ 1 نظر / 21 بازدید