بازهم بهانه ای برای گپ زدن با شما و اعلام حضور و زنده بودن!

در مشهد هستم این شهر بزرگ و زیارتی هم حال و هوای خاص خودش را دارد و من در جوار امام رضا(ع) آرامش خاصی دارم خدا را شکر می کنم که از آن همه دغدغه و دلسوزی و نظارت بر کار این و آن،دورم و با خیال راحت تری روزگار می گذرانم اینجا مشهد است و این همه آمده هایی که از راه دور و نزدیک و با گویش و آداب و رسوم مختلف خود را به حرم رسانده اند تا هرچه می خواهد دل تنگشان بگویند و عقده ها بگشایند،به جد می توان گفت:حرم امام رضا مملو از زائر است و من عاشقانه هرروز بامداد با همین دو پای سالم که از خداوند هدیه گرفته ام مسیر خانه تا حرم را به مدت 45 دقیقه پیاده روی می کنم و بعد از سلام و عرض ادب به آقایمان امام رضا(ع) به کتابخانه حضرت می روم وای عجب فضایی است این فضای کتابخانه و عجب جذبه ای دارد برای عشاقان کتاب و کتاب خوانی، واردِ این باغ بزرگ شدن همان و از عطر دل انگیزش مست مستِ مست شدن همان، بازهم جای شما خالی،سرگرم کتاب خواندن هستم که بانگ اذان گوشنواز می شود درهمان جا نماز برپا می شود نماز به جماعت خوانده می شود و راه رفته را پیاده به خانه برمی گردم،ناهار که نوش جان می شود تا ساعت 18 درخانه می مانم دوباره همین راه را می روم تا روی همرفته 3 ساعت پیاده روی خانه تا حرم را کامل کرده باشم. در هفته دوبار هم برای تفریح به بوستانِ بسیار بزرگ و روحنوازی که در محل زندگی مان قراردارد می روم حضور در این بوستان بزرگ با ان همه امکانات لذت خاص خود را دارد.

این روزها دلنوشته هایم کمی با تأخیر روز ی آنتن می روند گرچه در وبلاگ حضور کمتری دارم ولی دلنوشته هایم هرشب نوشته می شوند خیلی ها علتِ دیر آمدنم را جویا می شوند باید عرض کنم اکنون درمشهد هستم و چون کار در کارخانه به حال تعلیق در آمده و در این جایی که هستم در بلاتکلیفی بسرمی برم و از سویی دسترسی به کامپیوتر ندارم نوشتن و حضور،در وبلاگ کمی سحت می نماید ولی پیغام همولایتی ها و دوستان را که  از طرق مختلف دریافت می کنم شوق نوشتن و تصمیم به حضور بیشتر دوچندان می شودامیدوارم با رفتنم به تهران همه چیز به حالت عادی برگردد که برمی گردد.

/ 0 نظر / 29 بازدید