بهانه ای برای نوشتن در روز جمعه 30 مرداد 94

یکی از حُسن های سفر دور بودن از اینترنت و اخبار روزانه است همان چیزهایی که وجودشان طلاست و نبودنشان بلاست ولی درسفر اشکالی ندارد که جایشان خالی باشد زیرا اگر هم جایشان خالی است نبودشان عالیست،خوشبختانه کارخانه و شرکت هم از آب و تاب افتاده و خبرهای چندانی ندارد من هم که فرسنگ ها دورم کاری به کار هیچکس ندارم گاه و بیگاه همکارانم از سر لطف زنگ می زنند و حالم را جویا می شوند در این میان،شخص دیوانه ای که حدس می زنم آقای... از روستای...باشد و خدمات زیادی زیادی هم به او شده گاهی در وبلاگم  حرف ها و تهمت هایی در بخش نظر برای دیگر همکارانش می نویسد که تصمیم دارم این آدم دیوانه و حسود و حرف ساز را به پلیس فتا معرفی کنم تا خودشان،مکانش را پیدا و مجازاتش کنند البته این شخص بد زبان روبروی ما تملق ها می کند و بزدلانه پشت سر بدگویی این و آن را می کند با این حال به همکارانم قول می دهم او را نیز ادب خواهم کرد.

کارخانه هم امکان ندارد دوباره مانند گذشته تولیداتش را از سر گیرد و روی پای خود به ایستد در این میان بنده خداها مضاربه بگیران و کارگران، گرفتار تصمیم های مدیران شرکت شده اند و منتظرند تا ببینند سرانجام چه خواهد شد از همه گرفتارتر کارگران کارخانه هستند که از فروردین ماه حقوق دریافت نکرده اند و می دانم خیلی ها در فقر بسر می برند.

با همه ی این ها من بیش از 900 کیلومتر با شمال فاصله دارم و امیدوارم این فاصله بیشتر شود گرچه دلم برای خیلی از همکارانم تنگ شده ولی هیچ دلبستگی به آنجا ندارم با این وجود آرزو می کنم مشکل همه ی آن ها حل شود و اوضاع بهبود.

/ 2 نظر / 17 بازدید
عشق به مردم

سلام خوبي دوست من؟ مطالب مفيدي داري به منم سر بزن نظر يادت نره!!!!!!

منو خودم

حتما این آدم مزاحم که به قول شما حسادت دارد و دیوانه و احمق هم هست باید دستگیر و ادب شود