شنبه 17 مرداد 94 از مشهد مقدس

سلام بر دوستان عزیز و گرامی

امکانات برای نوشتن و دیدنِ نظرهای خوب شما فراهم شد ولی از قدیم گفته اند: در گربه بازه حیای دیگ کـــــــجا رفته؟(شما بر عکس بخونید)اینجا که می نویسم باید کمی تا قسمتی ملاحظه کنم تا خدای نکرده مورد بی مهری و یا حد اقل کم مهری صاحبِ جا و مکان و دستگاه، قرار نگیرم امروز که صفحه ی دل هر سه وبلاگ فعال رو شکافتم از نطرهای محبت آمیز شما دوستان لذت بردم البته برخی با پیامک دادن خرسندم کرده بودند که ممنونم من نیز روز گذشته برای بیش از 20 نفر که بیشتر همکاران سابقم بودند پیامک دادم و گفتم که به یادشان هستم بعد از ارسال،تازه اسامی رو چک کردم تا ببینم به یاد چه کسانی بوده ام و چه دوستان و آشنایانی از قلم افتاده اندهر چه بود گذشت گرچه برای بعضی از آشنایان لزومی به ارسال پیامک نبود ولی تیری بود که از کمان پریده بود.

درمشهد هستم گرچه هوا مانند تهران گرم است ولی پیاده روی،این ورزش دوست داشتنی و مطالعه کردن بیشتر از تهران و شمال ادامه دارد.

اینجا در آسودگی خاطر روزگار می گذرانم ذره ای برای شمال احساس دلتنگی نمی کنم شمال هم در نبود من دلتنگ نیست به همکارانم گفتم:آرزویم این است که هرگز به کارخانه شرکت برنگردم و ان شاءالله برنخواهم گشت.انسان با دلخوشی هایش دلخوش است وقتی کسانی برکرسی مدیریت تکیه می زنند که با الفبای کار و تولید آشنایی ندارند وقتی سهامداران که می بینند سرمایه شان به علت جهل و ندانم کاری مدیران، در آتش می سوزد و دود و خاکستر می شود ولی با بی تفاوتی تنها نظاره گر و تماشاچی هستند همکاری و دلسوزی کردن با این مجموعه بی معناست به قولنمی دانم کی:هرکه از صاحب عزا بیشتر بگرید احمق است!

و یا:

درکارخانه ای که ندانند قدر کار/ هرکس که دست زکار کشد کارگرتر است.

/ 1 نظر / 6 بازدید
....

زیارت قبول